عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

272

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

تورية است كه در تورية بيان نعت محمد و تحقيق نبوت و رسالت وى بود و قرآن بر وفق آن آمد ، پس آن را مصدّق باشد و گواه راست . وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا - حقيقة الفتح النصرة ، و هو على ضربين من دينى و دنيوى . فتح . بر دو قسم است : - يكى آنست كه اللَّه تعالى بنده را نصرت ميدهد در كار دينى تا در علم و هدايت و راه آسايش به روى گشاده شود ، و اليه الاشارة بقوله تعالى إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً و بقوله تعالى فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ . قسمى ديگر فتح دنيوى است كه اللَّه بنده را نصرت ميدهد در كار دنيوى تا در لذت و راه آسايش به روى گشاده شود ، و اليه الاشارة بقوله تعالى - فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ . اما سبب نزول اين آيت آن بود كه سعيد جبير گفت : در جاهليت جهودان ساكنان مدينه بودند ، و كفار عرب بجنگ ايشان بيرون آمدند ، و ايشان را در مدينه قلعتها بود استوار كرده و محكم ، چون با عرب جنگ در پيوستنديد اگر هزيمت بريشان آمدى به قلعتها پناه گرفتندى و عرب بپايان قلعه نشسته و ايشان را حصار ميدادندى . چون كار بريشان تنگ شدى و ضعف ايشان پيدا گشتى ، دستها برداشتندى سوى آسمان و به محمد كه رسول آخر الزمان است نصرت خواستندى و گفتندى - اللهم انا نستنصرك بالنبى محمد عبدك و رسولك نزلنا هذا البلد ننتظر زمان الخروج فننصره - بار خدايا دانى كه نشسته‌ايم در اين شهر منتظر پيغمبر آخر الزمان محمد عربى ، نشسته‌ايم تا بيرون آيد و او را يار باشيم و نصرت دهيم ، و پيغامش استوار گيريم ، خداوندا به حق وى كه ما را بر دشمنان نصرت دهى ، رب العالمين گفت فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ چون بايشان آمد آنچه شناخته بودند و دانسته و از كتاب خوانده كه حق است و راست ، اول كسى كه كافر شد ايشان بودند ، هم پيغام را و هم رسانندهء فرمانرا بدروغ داشتند . سلمة بن سلام از بدريان بود گفت - جهودى بنزديك ما بود گفت : « اظلّكم زمان نبىّ الحرم الذى يركب البعير ، و يلبس الشملة « 1 » ، يأكل الكسرة ، و يقبل الهدية ، و لا

--> ( 1 ) الشملة - كساء واسع يشتمل به - جمعه شملات . ( المنجد )